تبليغاتX
مادر دلتنگتم
همه دوستام داشتن می رفتن روز مادر بگیرن ولی من چی فقط باید گریه کنم وقتی کسی میگه برای مامانم دارم میرم روز مادر بگیرم بهش حسودیم می شه بعد گریه می کنم.دلم برات تنگ شده مامانی گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:56  توسط طاهره | 
21 ام يكسال ميشه از پيشم رفتي اخه من چطوري تحمل كنم من تو رو مي خوام دلم براي نوازشات تنگ شده مامان برگردد تو رو خدا هيچ كس دركم نمي كنه هركس به فكر خودش تقصيرم ندارن. بيا خونه بدونه تو جهنم
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 7:14  توسط طاهره | 

گریه کردم مثل ابرا بی تو مادر

شد دل من جای غصه ها بی تو مادر

رسول خدا گفت بهشت زیر پای توست بخواب مادر

برای همیشه قلبم فقط جای توست بخواب مادر

 

رفتی و من تنها ماندم

باغصه هام و غم هام ماندنم

گر که تو را آزردم مادر حلالم کن


بعد از تو من بی پناهم

ای که بودی تکیه گاهم

خیز و بنگر اشک و آهم

 

مادر حلالم کن

 

 

 

روزهای عمر من سرد و غمگین

 

دیوانه وار و پریشان با یاد مادرم

 

سپری شده است من از مردن خشنودم

 

 

 

 د لم برات خیلی تنگ شده مامان جونم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:36  توسط طاهره | 
 

 

عید دارد می اید یک بار دیگر نیستی

جمعمان جمع است و مادر نیستی

گیرم که هفت سین سفره هم کامل شد

باز کم دارد کناره سفره مادر آخر نیستی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:19  توسط طاهره | 

 

مادر

مثل ستارگان که در آسمان جا دارد .

 

مثل گل که در ساقه ی خود جا دارد .

 

 مثل خون  که در رگها وجود دارد .

 

مثل انسان که در زمین جا دارد .

 

مثل روشنی آفتاب که در مهتاب جا دارد .

 

ای مادر عزیز!محبت تودر دل من جا دارد و

 

 خودت در زندگی ام وجود داری.

 

 

روزی که مادرمو از دست دادم

 

بازم دوشنبه و بازم دل تنگ......

 

خدایا کاش دوشنبه رو از زندگی من برداری....

 

این صبح های خالی واین ظهر های ساکت و

 

غروبهای دلتنگش رو.....چه فرقی داره برا من

 

اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه ؟؟؟!!!

 

زمزمه !!!های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم

 

شاید هفته بعد من شش روز باشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 0:17  توسط طاهره | 

 

 

 

مامانم الان5ماه و8 روزه که از پیشم

 

 رفتی ولی من  نمیتونم بدونه تو بمونم

 

منم ببر پیش خودت وای چقدر سخته

 

 زندگی کردن بدون تو برگرد به کنارم

 

 من به امید کی زندگی کنم

 

همیشه باید با گریه بخوابمو وبلند شم

 

همه میگن باید تحمل کرد ولی آخه چه جوری

 

 خیلی سخته همیشه به یادتم مامانم

 

قدر مامانتون را بدونین

 

امیدوارم هر چه زودتر بیام پیشت مامان

 

 

 

 

 

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود

 

 

تا اسیر غصه فردا نبود

 

 

کاش بودی تا برای قلب من

 

 

زندگی این گونه بی معنا نبود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 1:32  توسط طاهره | 
 

 

ای مادر

دوست دارم سیما ی گرم وصمیمی تو را ببینم و پندواندرز حکیمانه ات را بشنوم 

         

مادرم

  

هر چند به هر که می نگرم داغ تو دارد 

 

 اما در این جهان بی مهر محتاج مهربانی و

 

عاشق دیدار روی پاک تو هستم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:27  توسط طاهره | 

 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده ...

 

 

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده .....                       

 

دل من خسته از این دست به دعاها بردن ،


همه ی آرزوها با رفتن تو مردن .

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه ...

 

که دوباره چشم من تو رو ببینه.

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم ...آخه تو رنگ چشات هیبت دنیارو

 

دیدم...

 

توی هفت تا آسمون تو تک ستاره ی منی ...

 

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم ....

 

حالا من یه آرزو دارم تو سینه ...

 

که دوباره چشم من تورو ببینه ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 11:34  توسط طاهره | 

              

 

گاهي كه دلم به اندازه ی تمام غروبها مي گيرد چشمهايم را فراموش

 

مي كنم اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به تو نمي رساند من از

 

تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس مهربانتر از گنجشكهاي كوچك

 

كوچه هاي كودكي ام نيست و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را

 

 نمي شناسد.

 

 

رفتی و دیده داغت به دل من است هنوز 

 

هرکجا می نگرم روی تو پیداست هنوز

 

مطمئن باش که مهرت نرود از دلِ من

 

مگر آنروز که در خاک شود منزل من.

 

 

 

تنهــــــــایی خیلی سخـتـــــه وقتی چشام به راهه وقتیکه شب سیاهه وقتی بدونه ماهه

 

تنهــــــــــایی خیلی تلخـــه وقتی که بی تو هستم تنها می مونه دستم با این دل شکستم

 

تنهـــــــــــــایی خیلی درده  اگه  نیای تو خوابم وقتی تو اضطرابم  تو هم ندی جوابم

 

تنهــــــــــایی خیلی ســـــــــرده وقتی  پیشم نباشی آتیشم  نباشی بیدارمیشم ببینم نباشی

 

تنهــــــــایی خیلی سردمــــــــــــــــــــــــــه.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:7  توسط طاهره | 

 

الان دقیقا 70 روزه که از پیشم رفتی. درست 70 روزه که ندیدمت

 

نمیدونی که دلم چقدر بی تابیتو می کنه. آخه هیچکی نمی فهمه که من

 

چی می کشم.جای خالیتو هر لحظه حس می کنم.هنوزم که هنوزه

 

باورم نیست که برای همیشه رفتی.همیشه چشمام به دره که یه روز

 

برمیگردی.اصلا فکرشو نمی کردم که خدا به این زودی تو رو ازم

 

بگیره.چه سخته بی توزندگی کردن. دیگه اون ذوق و شوق قبلی رو

 

ندارم.دیگه حتی می خوام از دانشگاه هم انصراف بدم،چون دیگه

 

هیچ علاقه ای به ادامه دادنش ندارم.

 

فقط منتظرم که .......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:48  توسط طاهره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به دوستای گلم مرسی که به این وبلاگ سرمیزنین
با نظراتتون بهم دلگرمی میدین.
این وبلاگو من برای مادرم که از دستش دادم درست کردم.
تا بتونم دلتنگیهامو براتون بنویسم و بگم که چه سخته بدون اون زندگی کردن.


پیوندهای روزانه
نگاه عشق
مشکی پوش کوچک
دو دلداده ی عاشق
بدون تو میمیرم
همه چیز از همه جا توسط یلدا
به نام خالق تنهای هستی
تقدیم به تو که...
دوستت دارم
LOVE AND AFFECTION
باعشق زمان فراموش میشود و با زمان هم عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان